- نویسنده:هادی زیلابی
- تاریخ:دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391
- عنوان موضوع:
چقدر لذت بخشه زیر نم نم قطره های بارون از سی وسه پل قدم بزنی تا خواجو......
با یه غزل مهمون دنیای مجازی شمام...
وقتی تویی که با تو یک خیابان کافی نیست
تا صبح پرسه در کنار باران کافی نیست
خاتون هفت شهر عشق، با یک بهانه شاعر شو
یکصد غزل و مثنوی پنهان کافی نیست
"حوا" شدی ومن هنوز "آدم"، که باور کنی
از باغ سیب راندنم که "شیطان" کافی نیست
*************
زاینده رود می رود و عاشق نمیخوانمش
از دیده ی تو... رفتن تا بیابان کافی نیست
بیدار شد سپیده... صبح تکرار اندوهم است
اندوه من ببار... این آسمان کافی نیست
پر می زنم اگرچه پرواز رسم گنجشکهاست
وقتی برای با تو بودنم جهان کافی نیست....

پ ن۱: خط فقر جایی میان بود و نبود توست، جايي ميان دار و ندار من....
پ ن۲:امروز ناخودآگاه یاد عزیزی افتادم که نمونه راستین "صداقت" بود،
(رایا رادمنش)
.......... هر کجا هست خداوندش نگهدارد





